
بنیادهای توتالیتر و دینی بینش سیاسی
در پرتو دیالوگ «سارتر» و «بنی لِوی»
شیدان وثیق
cvassigh@wanadoo.fr
(دیباچه)
«تا زمانی که جمع بسیارگونه باید اسیر سوژه شود تا متحد شود و هستی اجتماعی یابد، میدان برای توتالیتاریسم گشوده خواهد بود.» (از گفتگوهای سارتر و بنی لِوی)
«زیر سنگفرش سیاست، کرانه ی الهیات نهان است. پس وظیفه ی اندیشه، شکار این نهانی است. سیاست، الهیات پنهان است.» (قتل شبان - بنی لِوی(*))
در باب «اندیشه ی نقدِ سیاست»
طی هشت سال، از 1972 تا 1980، گفتگوهایی فلسفی- سیاسی میان دو متفکر و متعهد سیاسی در فرانسه انجام می پذیرند. دیالوگی طولانی و منظم، غریب و بی سابقه، میان دو رهبر. یکی، ژان پُل سارتر، چون رهبر ایدئولوژیکی(1) و دیگری، بنی لِوی، در آن زمان با نام مستعار پیر ویکتور(2)، چون رهبر سیاسی و مخفی یک سازمان رادیکال مائوئیستی، در فاصله ی زمانی جنبش مه ی 68 فرانسه تا انحلال این سازمان در سال 1973(3).
اهمیت فراوان این گفتگو ها، تنها در ویژگی و تازگی مباحث آن ها در زمان خود، یعنی در سی و چندی سال پیش نیست، بلکه، در عین حال، در همواره امروزی بودن پرسش هایی است که در باره ی «سیاست»، بینش سیاسی و بنیادهای توتالیتر و دینی آن طرح می کنند. اهمیت آن ها امروزه، به ویژه برای تکوین «اندیشه ی نقدِ سیاست» است، در جهت گُسَست از «سیاستِ واقعاً موجود» و تدارک نظری و عملی برآمدن «سیاستِ دیگر» و «چپِ دیگر» که هر دو، موضوع اصلی تآمل این گفتارها می باشند.
«اندیشه ی نقد سیاست»، دارای پیشینه ای است که، البته، با دیالوگ سارتر- بنی لِوی آغاز و ابداع نمی شود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 و ساعت
|