نکته اول اینکه شرایط سیاسی در حال حاضر متفاوت از آن چیزی است که ما در ماههای قبل از دوم خرداد 76 شاهد آن بودیم. انسداد سیاسی در آن دوران همه گروههای سیاسی و فعالین مدنی را به تلاش برای برون رفت از آن وضعیت وادار می کرد و شخص خاتمی که در آن زمان چهره ای چندان شناخته شده نبود، خود در واقع محصول خیزشی بود که به آن وضعیت " نه "می گفت . اما میرحسین موسوی کسی است که دربرهه ای متلاطم از تاریخ جمهوری اسلامی بر مسند قدرت تکیه داشته و کارهایی انجام داده است که مخالفان و موافقانی دارد و خلاصه اینکه آن لوح سفیدی نیست که جوانان برای نجات از دست احمدی نژاد به او پناه ببرندادامه مطلب


ببینید من در ایران با دوستانی روبرو بودم که معتقد بودند در انتخابات نباید شرکت کرد. من با دلایل آن ها حقیقتا قانع نشدم ... وقتی از آن ها می پرسیدم پس باید چکار کرد جوابی نداشتند، یعنی راه دیگری نمی ماند، لابد باید انقلاب کرد، کارهای براندازی کرد ... در این جا من به آن ها قصه چاه کنی را گفتم که چاهی کنده بود و نمی دانست خاک آن را کجا بریزد. "دخو" به او گفت یک چاه دیگر بکن، این خاک ها را در آن بریز. بقیه داستان معلوم است ... گفتم ما یک انقلاب کردیم، یک عالم خاک از چاه جامعه آوردیم بیرون. حالا مانده ایم که این خاک ها را کجا بریزیم شما می گویید یک چاه دیگر بکنید ..."
پیام دانشجو-هویت خویش و گزارش روز توسط مهندس طبرزدی-دکتر امامی-پرویز سفری - محمد مسعود سلامتی-مهندس میر ابراهیمی-محمد حسن علی پور- جواد خرمی مقدم-فتح اله مرادی-و بعدا:حسن زارع زاده اردشیر-کوروش صحتی-حسین کاشانی و سایر دوستان اداره می شد. ابان نیز توسط علی پور منتشر شد. پیام دانشجو در سال ۱۳۷۵ توسط دولت رفسنجانی توقیف شد اما هویت و گزارش روز و نیز ابان در دولت اصلاحات و به دستور رهبر و بی عملی خاتمی توقیف شدند.


اگر بخش اول سخنان آقای کروبی را از زمره ی «تعارف ها يا اجبارهای معمول» به حساب آوريم، می شود گفت که سخنان ايشان در مورد خودشان و در ارتباط با نگاهشان نسبت به حقوق زن ها ـ در اين حدی که گفته اند ـ واقعی بوده است.
بسیاری این روزها می گویند ما می توانیم با حداقل انتخاب کسی به جز احمدی نژاد از شرایط فعلی خارج شویم. این دوستان با استدلاهایی هم تلاش می کنند به ما بفهمانند که دیگر این کشور و این ملت ظرفیت انقلاب ندارند می گویند در حال حاضر سه مسیر برای رسیدن به دمکراسی در ایران وجود دارد. مسیر اول انقلاب است که خوب ملت ظرفیت انجام آن را ندارند و پروسه ای بسیار طولانی خواهد بود. مسیر دوم از طریق اشغال خارجی است که آن هم همچون عراق خطر تجریه را بدنبال دارد. مسیر سوم اصلاحات است که می توان با پشتیبانی از یک کاندیدای مترقی تر از احمدی نژاد با کمترین هزینه در مسیر دمکراسی قرار گرفت.
در ایران سه نیروی سیاسی عمده در استانه ی برگزاری انتخابات با سه استراتژی در مقابل هم صف کشیده اند. باید تحلیلی در این زمینه ارایه گردد تا معلوم شود ،این سه استراتژی، صرفا با هم در جنگند یا با هم گفتگو نیز می کنند.استراتژی اول مربوط به نیروی حاکم است. نیرویی که توسط رهبر،شورای نگهبان،مجلس،قوه ی قضاییه،رادیو وتلوزیون و بلکه بخش هایی از نیرو های نظامی اداره و تشکیل می شود را به نیروی حاکم تعبیر می کنیم. این نیرو سعی می کند انتخابات را مدیریت کند تا کاندیدایی بر کرسی قدرت بنشیند که به نظام، قانون اساسی،ولایت فقیه و به ویژه رهبر باور قلبی و التزام عملی داشته باشد.مدیریت انتخابات به این مفهوم است که فرد غیر خودی یا کسی که به سه گانه ی بالا باور ندارد،یا امکان کاندیدا شدن نداشته باشد و یا اگر کاندیدا شد حتما رد صلاحیت شود. حال اگر در بین کاندیدا ها فردی تایید شد که در زمینه ی التزام به رهبری ضعف داشت،انتخابات به گونه ای برگزار شود که فرد خودی تری رای بیاورد. اما همراه با این استراتژی،کمال مطلوب این است که شرکت در انتخابات حداکثری باشد تا پایه های نظام و ولایت به لحاظ مشروعیت مردمی مستحکم شود.
دوستی که تا آنجا که خبر دارم، متکفل حمایت از حضور شیخ مهدی کروبی است در این کمدی کسل کننده، که با عنوان انتخابات باز هم قرار است، تلخند بر لبانمان نقاشی کند، و در این راه یک دو جین بلاگ راه انداخته و با عدیدی از تحفگان خیمه شیخ، اتصالی حسنه دارد، در یک ایمیل مفصل ، تامه تلاش خویش را مصروف اتهام زنی به این حقیر نموده که چرا محمد رضا شکوهی مدعی تحریم انتخابات می آید و به قول ایشان با وقاحت از میر حسین حمایت می کند و جامعه را ترغیب به حمایت از او می کند.
تهاجم به فرهنگ و ثروت يک روستای تاريخی
آنان نیز میدانند کار از «اصلاح» گذشته و به «تغییر» رسیده است
هر کس میخواهد انقلاب کند نخست میباید به ایران برگرد؛ بدتر شدن اوضاع ایران که در هر حال و با پیروزی هر کاندیدای جدی ریاست جمهوری پیش خواهد آمد نه حتما به انقلاب خواهد انجامید و نه به سود ملی است
اخیرا وزارت اطلاعات و دادگاه انقلاب برای محمد اولیایی فرد پرونده سازی کرده و او را به داگاه فرا خواندند.این پرونده ابتدا در شعبه ی ۶ امنیت به ریاست قاضی زارع دهنوی یا همان حداد معروف تشکیل شد و به او اخطار دادند که با رسانه های فارسی زبان مصاحبه کرده و بد تر این که با کراوات مصاحبه کرده و لحن تندی داشته است!به دنبال این پرونده سازی و پس از این که اولیایی فرد زیر بار خواسته ی غیر قانونی ان ها نرفت،قاضی حداد برای او قرار ۱۰۰ میلیون تومانی صادر کرد که اولیایی فرد زیر بار قرار نرفت و ان ها مجبور شدند ان را به قرار کفالت تبدیل کنند.. در تکمیل این پرونده سازی بود که وزارت اطلاعات رسما از اولیایی فرد به دادگاه کارکنان دولت شکایت کرد و دادگاه نیز برای روز ۲۳ خرداد ایشان را محاکمه خواهد کرد.وزارت اطلاعات علاوه بر این اعمال فشار غیر قانونی و تهدید امیز،گزارشی نیز توسط دادگاه انقلاب و علیه اولیایی فرد به کانون وکلا ارسال نمود. شایان ذکر است اقای اولیایی فرد وکیل مدافع بسیاری از زندانیان سیاسی،شهروندان عادی محکوم به اعدام زیر ۱۸ سال و مبارزین و فعالین مدنی از جمله مهندس طبرزدی، اعضای سندیکای نیشکر هفت تپه و سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی تهران،پیمان فتاحی و فعالین مدنی کرد است.-انجمن زندانیان سیاسی
ی بهداری اوین شدند. این مسئله زمانی اتفاق افتادکه یکی از زندانیان به دلیل سرفه های طولانی و البته پس از ۲ هفته راهی بهداری اوین شد.به دنبال این واقعه ی اسفناک بود که مسئولین زندان ۸ به سراغ سایر هم سلولی های ان زندانی امده و ان ها را قرنطینه کردند. زندان بانان در پی اعلام این که باید اقای درخشندی و چند تن دیگر از زندانیان تست سل بدهند و با تاخیر چند روزه ان ها را به بهداری بردند. این در حالی است که ایین نامه ی سازمان زندان ها با صراحت بیان داشته است که باید تفکیک جرایم صورت بگیرد اما عملا چنین امری به وقوع نپیوسته است. انجمن زندانیان سیاسی


گردد در حال حاضر اعلائم بالینی ایشان بدین شرح است :
در فاصله چند هفته مانده به برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی در ایران، گسترده شدن منازعات و مباحثات انتخاباتی مابین گروه ها ی منعطف به کاندیداها از یک سو و همچنین بسط بی سابقه و ستودنی دامنه گفتمان مطالبه محور در عرصه عمومی جامعه ، که بی تردید محصول مستقیم پراتیک جسورانه جریان های سیاسی، مدنی برون ساختاری نظیر جنبش دانشجوئی، جنبش زنان و .... است از دیگر سو، مهمترین شاخصه های فضای انتخاباتی اخیر را تشکیل داده اند.


در اين هفته سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری باز دست به يکی از عمليات تاريخ زدايي و ضد فرهنگی خود زد. يعنی، موفق شد يک اثر تاريخی 1800 ساله را، که دوره های مختلفی را ـ از دوران ساسانی گرفته تا سلجوقی و صفويه ـ از سر گذرانده، با يک کلک ظاهراً قانونی برای تحويل به بخش خصوصی آماده کند.
هم میهنان گرامی
کوروش گلنام
آنچه مسلم بنظر می رسد این است که رژیم جمهوری اسلامی درشرایط کنونی که همه مشروعیت داخلی وخارجی خود را ازدست داده، قبل از اینکه به رای ونظر مردم نیازداشته باشد، به صف های طویل مردم در بازی انتخابات چشم دوخته تا از این رهگذر بتواند مشروعیت ازدست رفته خود را که بحق هم از دست داده را بهر طریق ممکن بدست بیاورد. تجربهء سه دهه گذشته مبین این حقیقت است که رژیم اسلامی هیچگاه نتوانسته و نخواسته است تا به آراء مردم ایران تمکین نماید و در هر نمایشی تحت عنوان انتخابات تلاش نموده تا از همان حضور حداقلی مردم که عمدتا در زمره حقوق بگیران و جیره خواران درون حاکمیتی و امت همیشه در صحنه هستند نیز استفاده نامشروع نماید و عناصر و مهره هائی را از صندوق انتخابات خارج نماید که در عمل تابع فرامین حاکمیت و نهایتا فرمانبر بی چون و چرای شخص ولایت مطلقه فقیه باشد.
ملّیون: اخیراٌ دو اعلامیه مشترک از سوی چند سازمان سیاسی منتشر شده که نام حزب ملت ایران نیز در میان حامیان شرکت در انتخابات وجود دارد، محتوای این دو اعلامیه با نظرهای شخصی ابراز شده از سوی شما در گفتگو های اخیرتان و نیز اعلامیه ی رسمی دبیرخانه حزب ملت ایران در تهران و به طور کلی سیاست حزب ملت ایران مغایر میباشد، آیا در این مورد توضیحی دارید؟
انتخابات ریاست جمهوری به صورت چیزی شبیه خیمه شب بازی در آمده است؛ به این معنی که همه این نامزدها که پیشینه های شناخته شده ای در نظام جمهوری اسلامی داشته اند، اکنون چهره های خود را عوض کرده اند تا بتوانند نظر رای دهندگان را جلب کنند.
انتخابات استصوابی پیش رو با درنظر گرفتن سویه های گوناگون با لحاظ معیار های یک انتخابات ازاد و دموکراتیک،بی اعتبار،غیر ازاد،غیر دموکراتیک و حتا به لحاظ اثرگذاری غیر سازنده و بلکه عطف به منافع ملی و حقوق شهروندی مخرب است. به همین دلیل جبهه ی دموکراتیک ایران با درنظر گرفتن شرایط اجتماعی و بنا به باور صادقانه به حقوق اساسی ملت و اعلامیه ی جهانی حقوق بشر و میثاق های مربوط به ان و با توجه به منشور ده گانه ی این جبهه،نه تنها در انتخابات استصوابی پیش رو شرکت نمی کند بلکه ان را بایکوت می کند. این حق شهروندان و نیز احزاب و نهاد های سیاسی است که هرگونه تشخیص می دهند در این شبهه انتخابات عمل کنند امامطمئن هستیم که اکثریت احزاب اپوزسیون و شهروندان اگاه و رنج دیده نیز در انتخابات استصوابی شرکت نمی کنند که این امر از نظرسنجی های غیر دولتی و نیز اعلام مواضع احزاب ملی اشکار است.اما دلایل ما برای ادعاهای بالا به شرح زیر تقدیم می شود.
بنا به گزارش های رسیده مهرداد لهراسبی زندانی جنبش دانشجویی ۱۸ تیر ماه ۱۳۸۷ که پس از
گذراندن حدود ۹ سال از حبس خود ،به صورت مشروط ازاد شده بود،بار دیگر به ۶ ماه حبس محکوم شد و شعبه ی اجرای احکام دادگاه انقلاب با ارسال احضاریه ای خطاب به کفیل او اقای پرویز سفری،خواست تا مهرداد خود را به زندان معرفی کند. مهرداد لهراسبی این بار به جرم شعار نویسی در سالگرد ۱۸ تیر ماه برای مدتی بازداشت و سپس محکوم شد.شایان ذکر است که این زندانی قدیمی از ناراحتی شدید جسمی رنج می برد و برگرداندن او به زندان بسیار خطر ناک بوده و احتمال این که در زندان برای او حادثه ی نا گواری به وجود اید زیاد است.انجمن زندانیان سیاسی از همه ی نهاد های مدافع حقوق بشر دعوت می کند تا بدون اعمال تبعیض ان گونه که همسر زندانی سعید درخشندی نیز به ان معترض است،به رژیم اسلامی فشار بیاورند تا مانع از برگرداندن مهردا د به زندان شوند.-انجمن زندانیان سیاسی
شايد پنهان كاري و غيرشفاف بودن (بي خبرنگهداشتن مردم) ازويژگي هاي بارز سياسي حكومتگران درساختارجمهوري اسلامي باشد.خصيصه اي كه طي سالهاي اخير به دليل طبيعت دولت امنيتي – نظامي دراتمسفرسياسي كشورغلظت بيشتري يافت. اكنون كه 5 هفته به انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري باقي مانده است، هنوز نامزدهاي قطعي جناح هاي حكومت درپس پرده اند. معلوم نيست آن دسته ازكساني كه بي تابانه درداخل و خارج كشوربرطبل حضوردرپاي صندوق راي مي كوبند انتظاردارند مردم به چه برنامه اي راي دهند. درچنين شرايطي براي تفسير صحنه آرايي انتخابات تنها به حدس وگمان هاي برگرفته از مجموعه خبرها ورويدادها مي توان بسنده نمود.
پیام دانشجو:برخی بی هوده گروهی از هموطنان کرد را به تجزیه طلبی محکوم می کنند. به راستی که خارج از انصاف است. برای نمونه به اقدام این سه گروه فعال کرد که در حوزه ی مدنی و اجتماعی فعالیت می کنند نگاهی بیندازید. در حالی که هنوز حتا گروه های اصلاح طلبی مثل ادوار تحکیم وحدت حاضر نشده اند از کاندیداهای اصلاح طلب حمایت کنند ،این گروه از هموطنان کرد به دیدار کروبی و موسوی رفته اند و تازه موسوی ان ها را نپذیرفته ولی برخی از این این دوستان ابراز می دارند که اگر به خواسته های ان ها توجه شود ، نه تنها در انتخابات شرکت می کنند ،بلکه به کروبی یا موسوی رای می دهند!؟کروبی نیز فرموده اند که مرد عمل هستند. البته درست هم می گوید!برای این که ایشان در تبعیت از خط امام بود که زیر بار حکم ننگین حکومتی رفت و می رود. ایشان به راستی مرد عمل است! موسوی نیز در دهه ی شصت خدمات ارزنده ای در حق مردم کردستان روا داشته و از پیش اثبات کرده است که مرد عمل است!در هر حال این گزارشی که در زیر می خوانید از یک جهت بسیار جالب است. از ان جهت که برخی ،گروهی از این هموطنان عزیز ما را به تجزیه طلبی متهم می کنند. در حالی که ان ها به حداقل ها قانع هستند. ان ها به قدری قانع و در عین حال اهل تسامح هستند که حاضرند به وعده های سران رژیم اسلامی باور کنند و یک کلمه از ان ها نپرسند:خوب بر فرض که عملکرد ۳۰ ساله ی شما را فراموش کنیم، شما فقط یک کلمه به ما بگویید که چگونه قرار است به وعده ی خود عمل نمایید؟مثلا همین کروبی که فرموده است اهل عمل است، بفرماید که اگر سپاه یا ولی فقیه یا نهاد های انتصابی همان برخوردی را که با خاتمی کردند با او بکنند چه خواهد کرد؟ هر روز ریشش را دست می گیرد و زیر پای این و ان می مالد و نام ان را رایزنی می گذارد یا با افتخار زیز بار حکم حکومتی می رود؟به راستی که برخی از این هموطنان کرد ما چقدر خوب اند؟! البته باید ببینیم که نظرات احزاب کردستان و در نهایت عمل مردم کردستان چگونه است.برای این که برخی از این گروه ها هنوز مشخص نکرده اند دارای چه وزن سیاسی هستند.در زیر گزارش دیدار ان ها با کروبی را بخوانید.
شهریور سال ۱۳۸۲ بود که پس از حدود نود شبانه روز سلول انفرادی در بند امنیتی ۲۰۹ به بند عمومی منتقل شدم. از ۲۶ خرداد ۱۳۷۸ تا ان تاریخ به جز دو زمان کوتاه در همان سال و سال ۱۳۸۱ همواره در سلول ها ی انفرادی نگه داری شده بودم. بالاخره دست به اعتصاب غذا زدم و اعلام کردم که بیش از این سلول انفرادی و زندان امنیتی را تحمل نمی کنم. من را به بند ۳۵۰ منتقل کردند. در حالی که زندانیان سیاسی در بند ۳ زندان شماره ی ۷ بودند. ولی برای من که همواره در زندان امنیتی به سر برده بودم ،تفاوت چندانی نداشت. مهم این بود که به بند عمومی انتقال می یافتم. پس از کارت و عکس شدن چندین باره در بخش پذیرش زندان و انجام تشریفات مربوطه من را به بند ۳۵۰ فرستادند. تا کنون ان جا را ندیده بودم و به همین دلیل برایم جالب بود. اما جالب تر این که من را به اتاق شماره ی ۶ فرستادندکه دلیل جالب بودنش را خواهم گفت.