رژیم جمهوری اسلامی و تقبیح سرکوب،کشتار و بازداشت ازادی خواهان،اما با کمال تاسف روند نادرست و قانون شکنانه ی ان ها همچنان ادامه دارد. بر پایه ی اصل ۲۷قانون اساسی موجود،هر گونه راه پیمایی بدون حمل سلاح ازاد است. اما رژیم جمهوری اسلامی این حق را از مردم سلب کرده و مردم معترض را زیر ضرب کتک وتوهین و تحقیر و گلوله قرار می دهد.روز گذشته چندتن از هم میهنان بیگناه را کشتند و وجدان بیدار انسانیت در سراسر جهان را جریحه دار کردند.همچنین،به روند بازداشت های غیر قانونی خود ادامه داده و صدها روزنامه نگار،حقوق دان،فعال حقوق بشری و کوشنده ی سیاسی را بازداشت کردند.کیوان صمیمی عضو شورای اجرایی همبستگی از جمله ی اولین بازداشت شدگان بود و با کمال تاسف،شب گذشته به خانه ی اقای مهندس زعیم دبیر سیاسی شورای همبستگی و عضو شورای مرکزی جبهه ی ملی ایران ، ریخته و او را با خود به مکان نا معلومی بردند. عوامل نظامی و امنیتی برای تکمیل اقدامات قانون شکنانه ی خود به بازداشت کوشندگان سیاسی می پردازند تا با ایجاد رعب و وحشت مانع از بیان نظرات مخالف با تقلب انتخاباتی و تحمیل اراده ی غیر قانونی خود بر شهروندان شوند.
هم میهنان اگاه! به راستی این چه قانونی است که به رهبر جمهوری اسلامی و نیرو های نظامی و انتظامی تحت امر ، اجازه داده است تا به صورت همه جانبه هر اقدامی که لازم می دانند را انجام داده و حتا پیش از اظهار نظر شورای نگهبان خودشان ،انتخابات کذایی را تایید کنند اما شهروندان عادی حق اظهار نظر را نیز نداشته باشند؟اگر چنین اعمالی خودکامگی و اعمال دیکتاتوری و کودتا نیست پس چیست؟
به راستی چه کسی باید از رهبر و نیرو های تحت امر بخواهد که قانون خودشان را رعایت کند؟مگر در این مملکت هیچ قدرت دیگری جز قدرت نظامیان و رهبر وجود ندارد که از این همه خودکامگی جلو گیری کند؟این ها مردم را به حساب نیاورده و سرکوب می کنند.ایا مجلس خبرگان خودشان و مراجع دینی نباید از این ها بخواهند تا به حد اقل ها احترام بگذارند؟
هم میهنان گرامی!در راستای پشتیبانی از شما مردم به پا خاسته و به یاد جان باختگان راه ازادی و در هماهنگی با سایر نیرو های ازادی خواه، روز سه شنبه را روز اعتصاب عمومی و سه روز اخر هفته را عزای عمومی اعلام می کنیم. از همه ی هم میهنان گرامی در درون و بیرون از مرز ها دعوت می کنیم تا با همبستگی خود راه رسیدن به ازادی و دموکراسی را هموار سازند.
از سندیکاهای کارگری،تشکل های دانشجویی و دانشگاهی،تشکل های فرهنگی،تشکل های مربوط به زنان،اتحادیه های صنفی و تولیدی ،بازاریان محترم و کارمندان و کارکنان دولتی دعوت می کنیم تا در این حرکت تاریخی ومهم، مشارکت همه جانبه و تشکیلاتی داشته باشند.
از هم میهنان برون مرز می خواهیم با به راه انداختن تظاهرات گسترده در این روز ها به ویژه هماهنگ با روز های پایانی این هفته ،جهانیان را از انچه در میهن اتفاق می افتد اگاه کرده و دولت ها را دعوت کنند تا با قطع روابط مالی و دیپلماتیک ،عملا به رژیم نشان بدهند که مشروعیت نداشته و حاضر نیستند او را به رسمیت بشناسند.
دبیرخانه ی همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران/۳۱ خرداد/۱۳۸۸/خورشیدی


در ۳۰ سال گذشته شاهد سرکوب های شدید مردم از سوی این رژیم بوده اند بر این گمان بودند که با چنین سخنان و اعلام جنگی از سوی خامنه ای چه بر سر مردم خواهد امد. اما هر انچه قرار بود اتفاق بیفتد امروز افتاد و رژیم برای سرکوب مخالفین از همه ی توان استفاده کرد. معلوم شد که این غولی که از جعبه ی جادویی بیرون امد یک موش بیش نیست. البته این غول همان ترس مردم بود که به صورت غول سرکوب جلوه کرده بود. این ترس ،شب گذشته و با فریاد اله اکبر مردم ایران بر پشت بام ها ریخت و معلوم شد هرگاه همه ی مردم با هم باشند ،غول به موش تبدیل می شود.با اگاهی که از وقایع امروز و امشب تهران داریم که البته ادامه نیز دارد ، با اطمینان اعلام می کنم که خامنه ای جنگ را باخت.
بزرگترین خدمت اقای خامنه ای به اپوزسیون 
اصلی معترضین ابطال انتخابات و برگزاری مجدد ، زیر نظر سازمان های بی طرف و بین المللی است. شایان ذکر است، امروز همین راهپیمایی ارام،قرار است در میدان توپخانه تکرار شود و کروبی دعوت کرده است تا روز جمعه،مردم معترض با پوشیدن لباس مشکی به سمت دانشگاه تهران حرکت نموده و در نماز جمعه حضور یابند. همچنین روحانیون مبارز برای روز شنبه اعلام راهپیمایی کرده اند و با این اوصاف هر روز بر گستردگی راهپیمایی ارام افزوده می شود. از دیگر سو،نیرو های لباس شخصی و چماق به دست که گویا بسیجی و احیانا سپاهی هستند در نیمه های شب در خیابان های تهران به رفتار بسیار خشونت امیزی مبادرت می کنند تا در بین مردم رعب و وحشت ایجاد کنند و ان ها را از ادامه ی اعتراضات باز بدارند که قطعا اثر معکوسی دارد. نیرو های لباس شخصی به باتوم و اسلحه های سرد مثل قمه مجهز بوده و در موارد متعدد به انفجار نارنجک های صوتی مبادرت می کنند که صدای وحشتناکی در کوچه و خیابان می پیچد. انگار خیابان های تهران را با میدان جنگ با دشمن بیگانه اشتباه گرفته اند! این اقدامات نتیجه ی بسیار بد و تحقیر کننده ای در بر دارد، زیرا به تحریک جوانان می پردازند. در همین حال مردم معترض به پشت بام ها می روند و شعار اله اکبر- مرگ بر دیکتاتور سر می دهند.
همان گونه که در اعلامیه های پیشین اعلام کرده بودیم، تحت هیچ شرایطی نمی توان از رژیم ولایت فقیه و شورای نگهبانش انتظار داشت تا انتخاباتی دموکراتیک،عادلانه و سالم بر گزار کند. این انتخابات نیز نه دموکراتیک بود و نه عادلانه و نه سالم. یک انتخابات، زمانی دموکراتیک است که نظارت استصوابی وجود نداشته باشد و کاندیداها از طرف مردم و احزاب تعیین و معرفی شوند و نه این که از سوی شورای نگهبان و حکومت. در نمایش انتخابات اخیر،به راحتی شورای نگهبان همه ی کاندیداها را قلع و قمع کرد و حتا پیش از ان به احزاب مستقل از حکومت اجازه نداد تا کاندیدا معرفی کنند. رژیم از جلسات خانگی اپوزسیون جلو گیری کرد چه رسد که اجازه ی فعالیت یا معرفی کاندیدا به ان ها بدهد.پس عدم دموکراتیک بودن هر نوع انتخابات در رژیم دینی زیر نظر ولایت فقیه بر همگان اشکار است و نیاز به توضیح بیشتر نمی باشد.
تا کنون دو نظریه از سوی کنش گران سیاسی،اجتماعی،مدنی در ایران مطرح شده است. نظریه ی اول مربوط به نیرو های سکولار- دموکرات ایران است.این نیرو بر این عقیده است که اصلاحات از درون ممکن نیست و باید دست به اصلاحات ساختاری زد. بر پایه ی این نظریه می بایست با استفاده از شیوه های دموکراتیک و به صورت گام به گام و از راه تقویت جنبش های اجتماعی،حاکمیت را به عقب راند تا درنهایت در یک رفراندوم ازاد محتوای قانون اساسی جدید را که توسط مجلس موئسسان ملت ،تهیه می شود را به تایید اکثریت رسانید. این نظریه برای رژیم موجود مشروعیت مردمی و قانونی قایل نیست و در فرایند تصمیم گیری های رژیم مشارکت نمی کند.
و به مرور، رای دهندگان معترض از شوک وارده بیرون امده و اعتراضات مدنی بالا می گیرد. اگر چه هنوز موسوی و کروبی از خود واکنش درخور نشان نداده اما مردم به ویژه جوانانی که احساس می کنند با ان ها بازی شده و رای ان ها به حساب نیامده به صورت خودجوش این اعتراضات را سامان دهی می کنند. با فرا رسیدن شب، مشاهده می شود که در سطح شهر و به ویژه در شمال شهر تهران باز این جوانان هستند که با به صدا دراوردن بوق ماشین های خود، این اعتراضات را گسترش می دهند. تکرار می کنیم: اگر چه کاندیدا های ناراضی هنوز نتوانسته اند برای رهبری این اعتراضات مدنی و به حق ،اقدام مناسبی انجام بدهند ولی مردم خشمگین بنا ندارند به وضع موجود تن بدهند. گفته می شود که با تایید نتیجه ی انتخابات از سوی رهبر جمهوری اسلامی این خشم عمومی رای دهندگان به کاندید اهای اصلاح طلب ،افزایش یافت و به صورت تظاهرات خیابانی در امد. اگر این اعتراضات مدنی از سوی کاندیدا ها رهبری نشود . کمپین های ریاست جمهوری سعی نکنند ان را جهت بدهند و همچنان منفعل باقی بمانند، بیم ان می رود که از مسیر خود منحرف شده و موجبات سرکوب های خشن از سوی حاکمیت را فراهم اورد. گستردگی این اعتراضات خود جوش و مدنی به حدی است که اگر به همین صورت ادامه پیدا کند ممکن است مسئولین را وادار کند که برای اولین بار پس از ۳۰ سال به خواسته ی مردم خشمگین تن بدهند. گزارشگر هفته نامه ی پیام دانشجو
انتخابات" برای من از سه منظر:
تقابل دو اراده
از آنجا که تمام تحولات سیاسی به نوعی به زندگی اجتماعی افرادی که به نام ملت در یک جغرافیای مشخص و در کنار یکدیگر به سر می برند مربوط میشود، اندیشیدن به این تحولات و نگران بودن در مورد آنها امری اجتناب ناپذیر است اما میزان این دغدغه ها در افراد و اقشار مختلف متفاوت می باشد. پدیده های سیاسی که بر ساختارهای اجتماعی و فرهنگی تاثیر میگذراند و از آنها تاثیر می پذیرند، پیشینه ای کهن دارند. از زمانی که ساختاری به نام حکومت در جوامع شکل گرفته همواره نوع رفتار و استفاده این ساختار از قدرت از سوی مردمی که تحت حکومت قرار گرفته اند، مورد توجه بوده. و به همین دلیل نیز در زمان خاص خود کنش متقابل نشان داده اند که البته این کنش در اکثر جوامع علتهایی شبیه به هم داشته زیرا نیازهای انسان تقریباً و در تمام نقاط جهان از یک جنس است. تنها و به دلیل اختلاف سطح آگاهی و پیشرفت کیفیت و کمیت آن در مقاطع مختلف زمانی متفاوت بوده.
به اگاهی هم میهنان عزیز می رسانم، سایت همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران با نام"همبستگی-ایران" راه اندازی شد. این سایت به ادرس:http://www.hambastegi-iran.com/ می باشد و دیدگاه ها و مواضع رسمی همبستگی را بیان خواهد کرد. همچنین کسانی از برون مرز که خواهان پیوستن به همبستگی می باشند ،می توانند با مراجعه به این سایت و از طریق ایمیل:hambastegi.iran@gmail.com با ما تماس بگیرند.با سپاس. حشمت اله طبرزدی-سخنگوی همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران.
براستی هيچ از خود پرسيده ايم که فرد، حزب، جبهه، سازمان و اتحاديه ای که خواستار شرکت مردم در انتخابات حکومت اسلامی می شود و از هواداران خود می خواهد که وسيعاً در آن شراکت کنند چگونه می تواند خود را خواهنده يا زايندهء آلترناتيو حاکميت فعلی بداند؟ چگونه می تواند هم در انتخاباتی شرکت کند که بر سه اصل ولايت فقيه، مذهب رسمی، و اصول تا ابد تغييرناپذير قانون اساسی رژيم استوار است و، در عين حال، خود را «قطب ديگر» سياست کشورمان بداند؟

هموطنان گرامی و دوستان عزیز که از هر جای جهان [در بروکسل] گرد هم آمدهاید تا دربارهء سرنوشت کشور خود همراهی و هماندیشی کنید. میخواستم که در حضور شما باشم و دیده به دیدارتان روشن کنم. بیماری امانم نداد. «می خواستم به پای تو تقدیم جان کنم / بختم چنین نخواست که کاری چنان کنم». پس به نوشتن کلامی بس می کنم. کشور ما اکنون بر سر چهار راه سرنوشت ایستاده است. «انتخابات» را می گویم. با چهار نامزد از صافی گذشتهاش! هرچه کردم که خود را به انتخاب یکی از این چهار تن راضی کنم، نشد! می گویند کشور، چهل میلیون شخصیت حایز شرایط شرکت در انتخابات را دارد. فرض کنیم که نیمی از این جمعیت خواهان شرکت هستند؛ آیا در میان آنان شمار قابل توجهی استاد و اندیشهور و اقتصاددان و روشنفکر و سیاستمدار وجود نداشت که فقط چهار تن (آن هم از کسانی که امتحان خود را در ورطهء ادارهء مملکت دادهاند)، پس از گذشتن از «صافی» ی، به مردم معرفی شوند تا از میان آنان یکی را برگزینند؟ ملت ما اجازهء تشکیل حزب و گروه و جمعیت ندارد. کانون نویسندگان ایران چهلساله شد و هنوز مجوز رسمی نگرفتهاست! در کشورهای دموکراتیک، نمایندگان یا روسای جمهور را احزاب، یعنی مردم، تعیین میکنند و به میدان رقابت میفرستند. در کشور ما عکس این است. یک جمع کوچک صلاحیت آنان را تصویب می کند، آنگاه مردم مکلف می شوند که برای ایشان تبلیغ کنند! من یک صدای تنها هستم، در حد خانهای که در آن سکونت دارم. اما اختیار تفکر و تشخیص خود را در دست دارم. با همین صدای تنها می گویم که این گونه انتخاب را درست نمی دانم و به هیچ یک از نامزدها رای نمیدهم. به رای هر فرد یا گروه احترام میگذارم. ضمنا یادآور میشوم که این بخت را نداشتهام که به هیچ حزب یا گروهی وابسته باشم، اما برای آنانکه به درستی در گروهی یا حزبی همکاری میکنند آرزوی توفیق دارم. همچنین برای کسانی که با اعتماد راستین در انتخابات اخیر ایران شرکت می کنند آرزوی خیر و صلاح میکنم. برای کشورم ایران، آرزوی آزادی و سربلندی و آرامش و نیکبختی دارم. جهان را از آفت جنگ و ترور و ظلم و شقاوت بهدور میخواهم. کلام '' تاگور'' شاعر و فیلسوف هند را به یاد میآورم که گفت: «به امید روزی که آفتاب صلح و تمدن، چون نخل زرینی از فراز بلندی های مشرق زمین بردمد».
پدر خوانده در یک اقدام بی سابقه از رهبر خواست تا بار دیگر ریاست جمهوری را بنی صدری کند!؟
هشدار کبودوند در مورد اپارتاید قومی و برخورد ابزاری با حقوق بشر


یکی از بحثهای مطرح شده در همگرایی این است که تا کنون مطالبات به صورت حداقلی مطرح شده و ما میخواهیم مطالبات حداکثری را مطرح کنیم و زنان را به حوزههای سیاسی وارد کنیم و این یک نوع بلوغ سیاسی در حوزه زنان است. به نظر من کار سیاسی با رویکرد سیاسی داشتن متفاوت است. اگر ما درباره کمپین و مطالبات حداقلی صحبت میکنیم، باید بگویم این خواستهها آنقدر تأثیرگذار بوده که توانسته رویکرد سیاسی در جامعه ایجاد کند، بدون اینکه برای یک هدف سیاسی حرکت کرده باشد.
در پی تشنجات اخیر در جبهه ملی ایران با استاد ادیب برومند رئیس هیئت رهبری جبهه ملی ایران، سايت خبرگزاری جبهه ملی ايران (آمريکا) گفتگوئی دارد تا اديب برومند، رهبر جبههء ملی ايران (تهران)که عيناً نقل می شود:
امروز بعد از چندسال بنظر من ميرسد که بسياري از رهبراني که به حقوق فردي آگاه هستند و به دنبال انسانهائي خود آگاه به حقوق فردي ميباشند، در جنبش سياسي ما بوجود آمده اند. رهبراني که در جستجوي گوسفنداني "توده" سان نيستند که از آنان اطاعت فرقه وار کنند و خواهان شکل دادن سازمانهاي دموکراتيک ميباشند. بنظر من چنين رهبراني در ميان تمام خطوط سياسي اپوزيسيون بوجود آمده اند و اکثراً هم رهبران جوانتر جنبش سياسي ايران ميباشند. به هرحال اصل بحث نه سن و سال بلکه رهبري به شيوه جديد است. يعني نه بر مبناي تعارفات و اينکه گويا همه مساوي و برابرند ولي در واقعيت رهبران همچون استالين باشند و اعضاء فاقد هر گونه حقوق فردي تا آن حد که اگر روزي بخواهند تشکيلات را ترک کنند حتي مانند تروتسکي تا مکزيک هم تروريستي از سوي حزب آنها را دنبال کند و به قتل برساند. خير منظورم آنگونه رهبران نيست. يعني منظورم رهبراني است که حداقل اساسنامه اي نظيرقواعد رابرت که در اوائل انقلاب آمريکا طرح شد را بعنوان مباني قراردادي رابطه اعضاء و رهبران در تشکيلات قانون مدار ميپذيرند، و نه آنکه روابط تشکيلاتي بر مبناي قول و قرارهاي نامشخص برقرار شوند.
(ترجمه از متن انگليسی) هفتم جون 2009 ـ اين بنياد خبر يافته است که وزارت خارجهء ايالات متحدهء آمريکا با ارسال نامه ای به کارکنان و ويراستاران «بخش فارسی صدای آمريکا» (که در استخدام اين وزارتخانه اند)، از آنها خواسته تا از مهدی کروبی و ميرحسين موسوی، دو کانديدای انتخابات رياست جمهوری در 12 ماه جون، حمايت کرده و از گفتگو با افراد و گروه هائی که شرکت در اين انتخابات را بايکوت (تحريم) کرده اند خودداری نمايند. تا کنون همهء گروه های مخالف داخل ايران اين انتخابات را بايکوت کرده اند. همچنين شخصيت های برجسته ای همچون شيرين عبادی، برندهء جايزهء نوبل، حشمت طبرزدی، يکی از رهبران جنبش دانشجوئی، عباس اميرانتظام، قديمی ترين زندانی سياسی در تاريخ ايران، و محمد ملکی، رئيس سابق دانشگاه تهران، اين انتخابات را بايکوت کرده اند. گروه های بايکوت کننده عبارتند از جبههء ملی ايران، حزب ملت ايران، حزب ايران، حزب مرز پر گهر، حزب دموکرات کردستان ايران، کومله، حزب مردمی بلوچستان، حزب پان ايرانيست، سازمان فدائيان خلق ايران. دانشجويان کرد ايران نيز ماه گذشته دست به تظاهرات زده و از اينکه کانديداها از دادن حق کردها و ديگر اقليت های ايران امتناع می کنند انتقاد نموده اند («پژاک» در ديگر انتخابات گذشته نيز اعلام بايکوت کرده اما اعلاميه ای به زبان انگليسی منتشر نساخته است). روزبه فراهانی پور، سخنگوی حزب مرز پر گهر و يکی از رهبران شورش دانشجوئی سال 1999، قرار بود که امروز در يک مصاحبه با صدای آمريکا شرکت کند، اما ديروز ويراستار برنامه تلفنی به او اطلاع داد که چون حزب متبوع او در مورد انتخابات پيش رو اعلام بايکوت کرده برنامهء گفتگو با او لغو شده است. رهبران رژيم مکرراً از مردم خواسته اند که در انتخابات شرکت کنند و اين نکته را روشن خواسته اند که حضور مردم در حوزه های رأی گيری نشان از حمايت مردم از رژيم را دارد. علی اکبر رفسنجانی، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، گفته است که کمتر از چهل ميليون رأی برای رژيم اسلامی حکم «شکست» را دارد حال آنکه هر عددی بيش از آن نشان از پيروزی رژيم خواهد داشت. رهبر حکومت اسلامی، علی خامنه ای، نيز با ايراد چندين سخنرانی از مردم خواسته است تا با شرکت در انتخابات «مشروعيت رژيم» را به نمايش بگذارند. رژيم همچنين اميدوار است که ايرانيان خارج کشور را نيز به حمايت از رژيم ترغيب کند و قصد دارد 35 حوزهء انتخاباتی در ايالات متحده برپا کند. فعالان مخالف رژيم تصميم دارند از طريق تظاهران و اقدامات قانونی اين حوزه ها را به تعطيل بکشانند.-برگرفته از سایت سکولاریزم نو
خواستم در باره ی شرایط پیش امده به واسطه ی انتخابات پیش رو سخنی بگویم . در باره ی عنوانی اندیشیدم که مضمون این گفته را برتاباند. نمی دانم چرا این عنوان در ذهنم امد:" این یک ماه ،شعر است یا شعور"؟در فهم عمومی ما شعر با احساس و خیال و عالم وهم برانگیز همراه است اما شعور با واقعیت و تامل و تفکر همراه می باشد اگر چه به لحاظ لغوی این دو کلمه هم ریشه اند. و البته من قصد این را ندارم که شاعر را در مقابل عاقل قرار بدهم و به نفع یکی علیه دیگری قلم فرسایی نمایم.بلکه واقعیات موجود در عالم سیاست و حکومت در ایران به ویژه در یک ماه اخیر است که چنین مضمونی را در ذهن برجسته می کند و گویا شعر و شعور را انگونه در هم می کند که انسان عاقل انگشت به دهان می ماند و به بازیگری اخوند های حاکم بر ایران به راستی که احسنت می گوید!

روی آمدن لجن ادامه دارد
حال، بر اساس آنچه که نوشتم و مجموعهء مختصر مفروضات مرا تشکيل می دهند، و خبرهائی که از عزم مردم ـ بخصوص جوانان ـ برای رفتن به پای صندوق ها می رسد، من اين نتيجه را می گيرم که با انجام انتخابات پيش رو، حساب نسلی که در سال 1357 انقلاب کرد و سی سال تمام بابت کاری که کرده بود از دو نسل بعدی خود فحش خورد و ناسزا شنيد، با نسلی کنونی که به پای صندوق های شعبدهء حکومت اسلامی می رود صاف می شود؛ چرا که اکنون تقريباً همگان اين واقعيت را پذيرفته اند که هرچه شرکت مردم در انتخابات پر شور تر باشد عمر رژيم اسلامی در ايران نيز درازتر خواهد بود و، در نتيجه، اگر آن «نسل جاهل!» حکومت اسلامی را به ايران آورد، اين «نسل عاقل!»، بمنظور راست و ريست کردن امروز خود، بقای رژيم را برای سال های آينده تضمين می کند. 

