اقتدار نیست.برای این که
عبد المالک ریگی نیز با یک عملیات انتحاری چند فرمانده ی ارشد رژیم را از بین برد.
ایا این مسئله نشانگر اقتدار گروه جند اله است؟در عصر مدرن مفهوم اقتدار تفاوت کرده
است. رژیمی مقتدر است که از پایگاه مردمی قوی برخوردار باشد و بتواند تصمیمات
خردمندانه ای اتخاذ کند. شاخص های
اجتماعی،فرهنگی،سیاسی،اقتصاعقلانیت به عنوان امری نهادینه شده در ساختار ان وجود داشته باشد و این عقلانیت امری درون زا باشد. از امریت فردی و گروهی خارج شده باشد و روح حاکم بر ان،از مشارکت فردی و جمعی نشات گرفته باشد.تصمیمات ان انی نباشد و در همه ی حوزه ها به منافع ملی درازمدت بیندیشد و این اندیشیدن نیز ساختاری و بنیادین باشد.
ادامه مطلب



اعتراضی،گروهی را می کشد و گروهی را می گیرد و برای گروهی نیز حکم اعدام و زندان صادر می کند. من در تجربه ی 18 تیر 1378 تا کنون همین رویکرد را در برابر دانشجویان و زنان و اقوام و کارگران و فرهنگیان دیده ام. در جریان کوی دانشگاه برای 4 تن حکم اعدام صادر کردند.برای گروه بزرگی نیز احکام زندان بریدند که من خود یکی از ان ها بودم. البته به این دلیل که ان جنبش به دانشجویان محدود می شد این احکام و سرکوب ها می توانست در سرکوب حرک اثر بخش باشد. اما برای جنبش سبز ،تکرار همان رویه یک حماقت اشکار است. زیرا این جنبش عمومی است و به یک گروه خاص محدود نمی شود.
جنبش دمكراسي خواهي اخيرمردم ايران داراي ابعاد درخورتامل است كه چشم اندازحركت تاريخ ساز ديگري را ترسيم مي كند. يكي ازخواست هاي مردم دراين جنبش درسردادن شعار استقلال، آزادي، جمهوري ايراني متجلي است. اين شعارنمايانگرآن است كه جنبشي كه يك قرن پيش با تاسيس عدالتخانه و مشروط كردن حكومت سلطنتي آغاز شد وابرازراي نمايندگان پارلمان مقيد به نظرمجتهدين بود، درآخرين درخشش خود بر مطالبات ناتمام خود پاي فشرد كه تاكيدي برپالودن نهاد حكومت ازنهاد دين است. مفهوم ديگراين شعارآن است كه اگردرآغازجنبش مشروطه اين نخبگان جامعه بودند كه سرمنشا رفرم درساختارحكومت شدند اما امروز با گسترش فرهنگ دمكراتيك اين مردم اند كه گام اساسي ديگر درتحول ساختارسياسي را برداشته و جمهوري ناب را طلب مي كنند
دهه اخيررا مي توان با درنظر گرفتن تناسب نفوذ اين اجزا درحاكميت تبيين نمود.دهه نخست درتب وتاب ناشي ازكاريزماي رهبري انقلاب نقش روحانيان درساختار قدرت غالب بود. اما با فروكش كردن آتش جنگ، درگذشت خميني واجراي سياست هاي اقتصادي رفسنجاني اين بازار بود كه جايگاه فرادستي رادرهرم قدرت اشغال كرد.اين دوره نيز البته چندان نپاييد. بن بست حكومت درعرصه اجتماعي، فرهنگي، سياسي كه برآمده از شرايط نوين اقتصادي بود راه را برظهورنظاميان همواركرد.اما درست درشرايطي كه مي رفت نظاميان حكومت را يكسره قبضه كنند. انتخابات 22خرداد معادلات را درهم ريخت. جدال قدرت درون حاكميت ازپيش ازانتخابات آشكاربود.آنجا كه تشكل هاي عمده روحانيان درحمايت ازكانديداي نظاميان به سياست واحدي دست نيافتند و بازارضمن اطلاع ازنظر رهبرحمايت كم سو ومشروط ازاحمدي نژاد را به منظورعدم حذف كامل خود برگزيد.
شد برای من و
همسرم سپیده پورآقایی " خواهر سعیده " بیش از 20 روز نهایتا با نشان
دادن سعیده در شبکه دو اخبار بیست و سی طول کشید. بنابراین در حالیکه دیشب تکرار
مصاحبه همسرم سپیده در برنامه زن امروز با "
میر حسین موسوی یکشنبه در نخستین مصاحبه اینترنتی خود گفت تا
زمانی که اکثریت مردم اغتشاشگر نامیده شوند، تا موقعی که مردم به حساب نیایند،تا
موقعی که حق مردم برای تعیین حق سرنوشت خود قبول نشود، راه حل جامعی برای بحران
پیدا نمی شود.
از شرایط موجود و نیرو های درگیر پاسخ داد. بیان واقعیات هر چند تلخ نباید موجب یاس یا دلزدگی شود. اولین واقعیت یا نقطه ضعف جنبش این است که هنوز نتوانسته است بخش وسیعی از جامعه ی ایرانی را جذب و فعال کند.تحلیل گران سیاسی بر این عقیده هستند که جنبش کنونی دارای خاستگاه طبقاتی است. این نظریه نه بر امده از نظریه ی تاریخی و جامعه شناختی مارکس که تا حدودی برگرفته از دید گاه های جامعه شناس های بعدی مثل ماکس وبر است.برای این که از یک سو دیدگاه هایی که برمبنای تاثیر عوامل اقتصادی-اجتماعی بر جنبش های اجتماعی است را می پذیرد اما از دیگر سو ممکن است در مورد تاثیر پارامتر ها در این امر، اختلاف نظر داشته باشد.
بهمين خاطر هم هست که به هيچ کسی نمی گويم چه شعاری بدهد و چه را بخواهد يا نخواهد. اين حق طبيعی، انسانی و تمدنی هر فرد آدمی است که راه و روش و مقصد و مقصود و شعارش را خود تعيين کند و نهايتا بکوشد تا به شکلی منطقی (و نه با بکن نکن گفتن ها) ديگران را در مورد آن ها با خود همداستان سازد. مطمئن هستم شعاری که از اعماق جان مردم برنخواسته باشد، حتی اگر در نخستين تظاهرات جايگاهی برتر داشته باشد، به مرور زمان رنگ می بازد و جای خود را به شعاری می دهد که نماد و نمود خواست های برآمده از تجربه های اجتماعی مردمان است.
اندیشی و بی درایتی اپوزیسیون سابق ، و دخالتهای ماجراجویانه قدرتهای خارجی در تحولات سیاسی ایران ، موجب گردیدند که جماعتی ریاکار، واپسگرا و فاسد بنام " آخوند" در ایران به قدرت برسند.
دبیر حقوق بشری همبستگی که به تازگی از زندان ازاد شده است دیدار کردند.در این دیدار ابتدا دکتر دادخواه به بیان شرحی از دوران بازداشت خود پرداخت. 
بر اساس اين گزارش، شاكيان اين پرونده مدعيالعموم و نماينده معاون وقت رئيس كل دادگستري استان تهران، محمدرضا رضاپور، مديرعامل گروه قطعات فولادي ايران و بيش از 40 نفر از شكات ديگر شامل وزارت اطلاعات، وزارت علوم تحقيقات و فناوري، غلامرضا ظريفيان، معاون پشتيباني و حقوقي امور مجلس، شمسالدين ايسايي، مديركل دفتر امور حقوقي وزارت كشور، احمد حاج محمد اسماعيل نوري، مدير دفتر ارزيابي بازرسي و پاسخگويي به شكايات استانداري گلستان، شوراي اسلامي شهر تهران احمد حكيميپور، حجتالاسلام محسن كديور، سليمي مدير كل حراست شهرداري تهران، دانشگاه تهران و بعضي از دانشجويان حادثه ديده در فاجعه كوي دانشگاه تهران، سرپرست مديريت حقوقي دانشگاه تهران، انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران، سيد محمد شهرتاش، رئيس دانشگاه علم و صنعت ايران، كيومرث عزتيپور، سرپرست دفتر حقوقي دانشگاه پيام نور، نعمتالله شاه ولينژاد، وكيل دعاوي وزارت نفت، علي اكبر ماهرخزاد، رئيس امور حقوقي شركت ملي پالايش و پخش فرآوردههاي نفتي، رضاپور، مدير گروه قطعات فولادي ايران، شيخ عبدالرسول كشميري، مدير عامل شركت سپا فيلم، احمد ميمني مدير شيلات استان يزد، عزيزالله رضائيان، اداره كل حفاظت محيط زيست مازندران، محمدباقر قاسميفرد، شبكه بهداشت و درمان اليگودرز، بانك رفاه كارگران، شوراياران اسلامي شهرك قلعه حسنخان گرگان، شوراي اسلامي شهر پارسآباد مغان استان اردبيل، اتحاديه اسلامي دانشجويان و دانشآموختگان دانشگاهها و مراكز آموزش عالي، ......
بودجه عمرانی ، نظامی کردن بخش عمده ای از بودجه کشور خارج از مصوبات تعیین شده ، ایجاد فضای سواستفاده و رانت و فساد ، عدم اجرای تخصصی و صحیح پروژه ها ، تحمیل هزینه های هنگفت به پروژه ها ، حذف رقابت در ارائه قیمت و گرانتر شدن پروژه ها ، حذف کنترل و حسابرسی ، فراری دادن سرمایه های داخلی و خارجی ، فراری دادن مغزهای مهندسی و مدیریتی ، تضعیف و حذف بخش خصوصی ، تعطیلی شرکتهای متخصص و با تجربه اجرایی ، افزایش بی کاری و در نهایت تعطیلی پروژه ها که از اکنون شاهد آن هستیم را ، اشاره نمود .
اما جنبش دموکرسي خواهي ايران در اين دوران لازم است دقت کند که برقراری صلح و توسعه جنبش صلح بطور اتوماتيک به معني حمايت از مبارزات حقوق بشری نيست و جنبش دموکراسی خواهی ميبايست با تمام احترام به جنبش صلح در ايران و جهان، استقلال خود را هم از نظر تئوري و هم در عمل و تصميم گيری حفظ کند، تا به سرنوشت پايان سالهای 1320 و 1332 دچار نشود.
به مرور براشفتگی رژیم اسلامی از شعار راهبردی،استقلال-ازادی-جمهوری ایرانی اشکار می شود. سخنان دو روز گذشته ی علی لاریجانی رییس مجلس رژیم اسلامی و سخنان روز گذشته ی احمد خاتمی در نماز جمعه مشخص کرد که ستاد فرماندهی کودتا،پس از حدود 3 ماه سکوت به این نتیجه رسیده است که باید علیه این شعار محوری موضع بگیرند.
ايدئولوژی ها به حوزهء اقتدار حکومتی، که از آن با اصطلاح «سکولاريسم» ياد
می کنيم، با کسانی که يا بواقعيت بحث توجه نمی کنند و يا خود را در مورد آن به
کوچهء علی چپ می زنند، يکی دو تا نيست. گوئی تعمدی در کار است تا با 1) نسبت دادن
اموری نامربوط به سکولاريسم يا 2) ايجاد مقابله بين سکولاريسم و ساير پديده های
مدرنی همچون دموکراسی و کثرت گرائی، و يا 3) يکی کردن سکولاريسم با لامذهبی و ضديت
با دين و باور مردم، زمينه را برای جانيافتادن و کنار گذاشتن فکر سکولاريسم در
جامعهء ايران امروز فراهم کنند.
روز 13 ابان 1357 دانش اموزان با دانشگاه تهران امدند تا راه دانشجویان و سایر مبارزان راه ازادی را ادامه دهد. اما در ان روز ما خود از نزدیک شاهد بودیم که نظامیان دستگاه سلطنت به دستور فرماندهان بالاتر و نیرو های به اصطلاح امنیتی،همین دانش اموزان را به گلوله بستند و حد اقل سه تن را به شهادت رساندند. در سال ۱۳۵۸دانشجویان موسوم به خط امام در همین روز به سفارت خانه ی امریکا یورش برده و متاسفانه کارکنان ان سفارتخانه را برای مدت 444 روز به اسارت گرفتند.این گرو گان گیری نه تنها منافع ملی ما را به کلی زیر پا گذاشت،بلکه موجب زندانی شدن گروهی از انسان هایی شد که به صورت غیر انسانی به گروگان گرفته شده و غیر انسانی نگه داری شدند.
روز دادگری و راستی، و روز چیرگی سرشت نیک و درست ایرانی بر ستمگری و
حکومت دروغ بیگانه اندیشان است. مهرگان روز پاسداری پیمان های اجتماعی و روز هشدار
به پیمان شکنان است. مهرگان روز پاسداری از استقرار قانون مبتنی بر رای مردم و
هشدار به قانون شکنان است.
اعتماد از
روحانيت دانست.
بهشتی و از یاران میرحسین موسوی در نوشتاری خطاب به فرمانده سپاه با اشاره
به اینکه محمدعلی عزیز جعفری در جدیدترین سخنرانی خود از دعوتهایی که
برای وحدت صورت میگیرد اظهار ناراحتی کرده و به کسانی که در این روزها
نیروهای سیاسی را به همدلی فرامیخوانند، و بعضی از آنها مراجع
تقلیدهستند، آمرانه میگوید «ساکت باشید» گفت: بعید میدانم شاه در اوج
قدرت خود قاطبه مراجع را با چنین لحنی مخاطب قرار داده باشد.
چالنگي: آيا دولت آقاي احمدي نژاد با بحران مشروعيت روبروست؟
در سال 76 و در جریان بازداشت شهرداران تهران،ان ها را در بازداشت گاه وصال به شدت شکنجه کرد. اگاه هستیم که علاوه بر شهرداران او افراد دیگری از جمله حسین نهاوندی یک شهروند عادی را به جرم کلاه برداری در یک معامله با نیروی انتظامی در همین بازداشتگاه و در همان سال مورد شکنجه قرار داد. این معاود عراقی خشن،گویا یکی از برادران خود را به جرم این که طرفدار سازمان مجاهدین خلق بوده است به دست اعدام سپرده و ادم بی رحمی است.گفته می شود که در پرونده ی مربوط به ضرب و شتم عبداله نوری دست داشته و یکی از متهمان اصلی کوی دانشگاه است.
مشغول به کار شده است معروف تر از آنست که نیازی به معرفی داشته
باشد. وی پس از پیگیری های بسیار موافقت خود را برای گفتگوی اختصاصی با
سایت "پرچم" اعلام کرد. این گفتگوی چالشی که در دفتر معاون دادستان کل
کشور صورت گرفته پیش از قرائت گزارش کمیته تفحص مجلس شورای اسلامی انجام
شده است. قسمت هایی از این گفتگو پیش از انتشار مشروح آن تقدیم می شود:
شخصا” صادر نمیکرد. او این احکام را از آیت الله
خوشوقت، آیت الله مصباح، آیت الله خزعلی، آیت الله جنتی و گاها” نیز از
حجت الاسلام محسنی اژه ای دریافت میکرد و بدست ما می داد. ما فقط به
آقایان اخبار و اطلاعات میرساندیم و بعد هم منتظر دستور میماندیم. مثلا”
وقتی باخبر شدیم که حاج احمد آقا در جلسات خصوصی به مسئولان نظام و حتی به
ولایت امر اهانت میکند. آنرا ارجاع دادیم و بلافاصله دستور آمد که همه رفت
و آمدهای ایشان را زیر نظر بگیرید و از مکالمات و ملاقاتهای ایشان نوار
تهیه کنید. ما هم بمدت یکسال همین کار را کردیم. متأسفانه حاج احمد آقا به
راه یک طرفه بدی وارد شده بود که برگشت نداشت. وقتی دستور حذف حاج احمد
آقا را آقای فلاحیان به من ابلاغ کرد مضطرب شدم و حتی به تردید فرو رفتم.
دو روز بعد همراه با آقای فلاحیان به دیدار آیت الله مصباح رفتیم، آقایان
محسنی اژه ای و بادامچیان هم آنجا بودند البته بعدا” حاج آقا خوشوقت هم از
بیت آمدند آنجا و نظر جمع بر این بود که نباید به کسانی که با ولی امر
مسلمین خصومت میکنند، رحم کرد
نرم افزاری برای بسیج دانشجویی اغاز
شد .این شعار با ماهیت روشن فکری و در فرایندی بالا به پایین و پس از تحلیل اولیه
ان در مسئولان رده بالا بسیج به مراکز و نهاد های مختلف ابلاغ گردیده است در سال
گذشته چندین همایش و نشست پر هزینه در تبیین مفهوم جنبش نرم افزاری با محوریت طرح
های توجیهی صورت گرفته است اما بررسی های نگارنده که حاصل گفتگو های مفصل با رده
های پایین و میانه بسیج دانشجویی در دانشگاه بود نشان داد که انها هیچ تصور ذهنی
خاصی نسبت به شعار القاء شده ندارند.و علل اصلی عدم وجود چنین نگرشی منطبق نبودن
ساختار بسیج دانشجویی با ماهیت چنین مبانی می باشد .
نکته ای که
بیانیه جدید مهندس موسوی را از سایر بیانیه های وی تمیز می دهد و متاسفانه موجب
برخی سوء تعبیر ها نیز شده، تاکید درست ایشان بر استبعاد جنبش از رادیکالیزه شدن
است.
کمک مخفيانه گرفتن نيست. و آنهائي که ملت ما را از کمک هاي بين المللي محروم ميکنند
يا نادان هستند و يا که نميدانم که چه بگويم. ما داريم با رژيمي به دندان مسلح
مبارزه ميکنيم که بر روي پول نفت نشسته است و همه رسانه هاي جمعي را در کنترل کرفته
و سايتهاي علمي و حتي خيريه را مسدود ميکند و يک عده بما ميگويند که فلان کمک بين
المللي باعث ميشود رژيم به ما لقب نوکر اجنبي بزند. آقايان اين رژيم هر برچسبي
ميخواهد به ما ميزند علت نوکري اجنبي نکردن هم حرف رژيم نيست بلکه اصل درست سياسي
است. ولي کمک درست بين المللي را بايد گرفت و بگذار رژيم هر چه دلش ميخواهد ما را
با هر برچسبي ميخواهد مزين کند گوئي تا به حال نکرده است و گوئي درست کاري ما به
خاطر حرف هاي رژيم بوده است. در ارتباط با شکل درست دريافت کمک بين المللي پيش تر
مفصل نظرم را نوشته ام و اگر کسي هم بخواهد اشتباه بفهمد من کاري نميتوانم بکنم.
(3).
ممکن است بعد از خروج سربازان آمریکایی از خاک
عراق تاسیسات هسته ای، نظامی و بعضاً اقتصادی کشور مورد حمله هوایی آمریکا و
متحدانش قراربگیرند؛ مرحله ای که تا رسیدن به آن
شهرونان بیگناه هیچ نتیجه ای برای حاکمیت حاصل نشد جز این که نیرو های نظامی رسما مقدرات کشور را در دست بگیرندو روند اعتراضات مردمی نیر متقابلا تشدید شود. تظاهرات ملیونی در روز 27 شهریور در تهران یا اعتراضات دانشجویی که در هفته ی شروع ترم تحصیلی اتفاق افتاد، موئید این ادعا است. اما گویا نیرو های نظامی- امنیتی که تئوریسین مطبوعاتی ان ها ذهن عقب مانده و چماقداری چون روزنامه ی کیهان است، هنوز تصمیم دارند تجربه های شکست خورده ی پیشین را تکرار کنند.
گرچه جنبش دانشجویی بلکه هیچ جنبش اجتماعی نمی تواند بی سر باشد و آنچه که
آفت این جنبش است حضورقیم مابانه احزاب وجریان ها ی سیاسی ونه جهت گیری یا
نفس حضورموثرتشکل های دانشجویی است. اما به نظر می رسد جدی ترین تهدید این
جنبش آن است که به جای نقش آوانگارد خود درصدد تقلیل مطالبات درسطح جنبش
عام باشد. جنبش دانشجویی واحزاب دریک جایگاه قرارندارند. توقع جامعه
نیزنباید چنین باشد.این می تواند دستاورد تجربیات گذشته باشد. اما
اگردرجامعه ای جنبش ها ونهادهایی نباشند که دامنه مطالبات اجتماعی را رو
به پیش نگاه دارند خطر درجا زدن و بدتر ازآن واپسگرایی آفتی است که می
تواند هرجنبشی را ازپویایی به ایستایی وارتجاع تقلیل دهد. درچشم اندازروشن
آینده ایران به درستی سکولاردمکراسی درمان جراحات عمیقی است که استبداد
دینی بر روح و کالبد این جامعه برجای نهاده است . اگرقرارباشد جنبش وحرکتی
آوانگارد این نیازباشد هیچ جایی شایسته ترازدانشگاه وجنبش دانشجویی نیست.
اگربرایند سه دهه آزموده های جنبش دانشجویی آن باشد که درتعامل با حرکت
های عام تنها به نقش رله کردن همان سطح مطالبات بسنده کند درواقع ان
تهدیدی را به جان خریده که می تواندرودخانه را به مرداب تبدیل کند
روز گذشته چند تن از کوشندگان سیاسی و حقوق بشری با همسر و فرزندان زندانی سیاسی پیشین، شاد روان امیر حسین حشمت ساران دیدار کردند.در این دیدار بابک ساران فرزند شادروان ساران از سختی های دوران زندانی بودن پدرش در مخوفگاه رجایی شهر سخن گفت. او اشاره داشت که برای 20 دقیقه ملاقات حضوری به مدت 5 ساعت خانواده را منتظر می گذاشتند و کلی توهین و تحقیر روا می داشتند.
همواره درد مستقل نبودن داشته و خواست استقلال را در کنار «بقيهء خواست ها» مان جا
داده ايم. اگر از نبودن آزادی ناليده ايم علت فقدانش را در غيبت استقلال جسته ايم؛
اگر عليه سلطنت برخاسته ايم و طلب جمهوری کرده ايم بقای اولی و نيامدن دومی را ناشی
از نداشتن استقلال دانسته ايم؛ اگر خواستار ملی شدن صنايع نفت مان بوده ايم اين کار
را تضمينی برای استقلال خود تلقی کرده ايم و حتی اگر در سی سال پيش يک سره به دامان
اسلام و آخوندهای بيسواد و بی تجربه در کار کشورداری آويخته ايم تصورمان آن بوده که
با پذيرش حکومت اسلامی درها را بروی نفوذ خارجيان استعمارگر و استقلال برانداز می
بنديم
نكتهٌ
اصلی در این است كه مدعیان اصلاح طلب رهبری اعتراضات اخیر غیر از همین حرف هایی كه
خلاصه شد چیزی (چه نظری و چه عملی) در چنته ندارند تا بتوانند به راه جدیدی بروند.
برای همین هم هست كه هر جا موفق به سازماندهی و عرضهٌ شعار شدند از انقلاب اسلامی
گرته برداشتند و این را هم به سرعت روشن كردند كه اصلاً قرار نیست از چارچوب قانون
اساسی جمهوری اسلامی جلوتر بروند. در حالت فعلی روش و افكار آنها فقط در جهت محدود
كردن جنبش و توقف آن سیر میكند و هیچگاه هم نخواهد توانست از این حد فراتر برود.
برای آنها ختم تاریخ همین پروژهٌ حكومت اسلامی است، بعد از این قرار نیست اصلاً
اتفاق عمده ای بیافتد تا طرحش را بریزند یا به طرفش بروند. فكر و عمل آنها به آخر
خط رسیده است و هر طرحی هم كه بیاندازند نقش و نگاری است بر در و دیوار این بن بست.
اگر دائم هشدار میدهند كه نباید از زیر عبای اسلام بیرون رفت برای این است كه
میخواهند اختیار كار در دست خودشان بماند.
اعتراف گیری طی مراحل گوناگون با اهداف متفاوت صورت گرفت. من در این مقاله تلاش خواهم کرد با پرداختن به جنبه های گوناگون این پروژه ی ضد انسانی نشان بدهم که متناسب با پرداخت هزینه ایا این پروژه که توسط سپاه و اطلاعات صورت گرفت فایده ای برای رژیم در برداشته یا این اقدام نیز به طور کامل به ضرر ان ها تمام شده است.
مبارزات مردم ایران بر ضد دیکتاتوری مذهبی حاکم و در
طلب صلح، دموکراسی و حقوق بشر بوده است. در سه ماهه گذشته ”نامه مردم“ سعی
کرده است که در صفحات خود تا آنجا که ممکن است بازگو کننده این حمایت
طبیعی، پر شور و مبارزه جویانه از دلاوری های خلقی باشد که در شرایطی
دشوار و در نبردی نابرابر برای حقوق طبیعی و انسانی خود و برای تضمین
آینده ای بهتر، رژیم تئوکراتیک را به چالشی جدی کشیده است.
شاید هنوز دیکتاتوری حاکم بر ایران در خواب سنگین به سر می برد. شاید هم خودش را به خواب زده است. و شاید گرفتار یک توهم تاریخی است.مگر همین 10 سال پیش نبود که جنبش 18 تیر با بی رحمانه ترین شکل سر کوب شد و در اول مهر ماه سال 78 و درزمان ریاست جمهوری سید خندان صد ها هزار دانشجو در کلاس های درس حاضر شده و از ان جنبش فقط یک خاطره ی تلخ برایشان باقی ماند و برای تسکین خود، به درس وبی تفاوتی پناه بردند. تا ان جا که کیهان این ارگان گشتاپو با لحنی تحقیر امیز از دانشجویا ن دعوت کرد که بی تفاوت نباشند و در مسائل سیاسی دخالت کنند! این تجربه همان اندازه که برای جنبش دانشجویی تلخ بود برای دیکتاتوری حاکم شیرین و گوارا بود.
اجلاس مجلس خبرگان در روز گذشته (همزمان با سفر
آقاي احمد نژاد به آمريکا)
نشان ميدهد، اين است که متأسفانه آرزوي من ممکن است برآورده نشود. امانوئل کانت
عمری برای برنامه ترقي خواهانه در اروپا فعاليت کرد و همه گونه تضييقات عليه خود را
در زمان فردريک ويلهلم دوم جانشين واپس گراي فردريک کبير پذيرفت که حتي نوشتن
درباره مذهب را براي وي ممنوع کرده بود و کماکان آرزوي کانت اين بود که تحول
جامعه به اهداف برنامه ای ترقي خواهانه نه
تنها در آلمان که در آنجا زندگي ميکرد بلکه
در بقيه اروپا نيز از طريق اصلاحات مسالمت آميز انجام پذيرد وليکن وقتي در فرانسه برنامه
مدرنيسم از طريق انقلاب به ثمر رسيد کانت از آن انقلاب دفاع کرد نه آنکه آروزيش
انقلاب بود، که نبود، بلکه به اين خاطر که هدف ترقي خواهانه خود را بالاخره اينگونه
ديد که در جايی به ثمر رسيده است. اگر جشني گرفتن داشت براي محتوای تحول ترقي
خواهانه بود وگرنه کسي از دادن کشته هاي انقلاب چه در فرانسه چه پيش از آن در جنگ
استقلال آمريکا نميتوانست که خوشحال باشد (1).