از چه دلبند مرا این همه بیداد و شرر؟

از چه دلبند مرا این همه بیداد وشرر
چه مگر گفته چه کرده است،درخشنده نظر!؟
زچه در پرده کشیدید رخش را ز چه رو
از منش ار چه ربودید ،چه بسروده مگر!؟
به سیه چال فکندید چرا واز چه سببادامه مطلب
از چه دلبند مرا این همه بیداد و شرر؟

از چه دلبند مرا این همه بیداد وشرر
چه مگر گفته چه کرده است،درخشنده نظر!؟
زچه در پرده کشیدید رخش را ز چه رو
از منش ار چه ربودید ،چه بسروده مگر!؟
به سیه چال فکندید چرا واز چه سبب

به دنبال سکوت مصطفی تاجزاده در دادگاه و سخنان
وی مبنی بر اینکه "اگردر جریان انتخابات قبلی به شکایت من از احمد جنتی رسیدگی می
کردند، امروز با این مشکلات رو به رو نبودیم"، محسن مخملباف، کارگردان سرشناس
کشورمان دیروز در نامه ای خطاب به تاجزاده، بایادآوری دیداری با جنتی در زندان شاه،
نوشت: "آقای جنتی قسم خورد که علیه شاه اصلا حرف نزده و فقط روضه اباعبدالله
خوانده."
عجیب است قبل از اینکه مسولان زندان برای ما سخت گیری
کنند، برخی از زندانیان پیش دستی کرده و محدودیتهایی را برای ما قائل می شوند. می
گویند شما سیاسی ها زیرنظر هستید و با این استدلال که خطری متوجه ما می شود از
ارتباط ما با یکدیگر جلوگیری می کنند؛ جلوی چشمم مدام این جمله کتاب فلسفه ای که می
خوانم می آید، دیکتاتوری عوام بسیار بدتر از دیکتاتوری خواص است
هیهات که مشتمان گره کرده ناگزیر از دفاع جانانه از شرف و
ابرو و ناموسمان شده
ایم . اری داریم با دشمنی میجنگیم که نمیدانیم کیست . از کجا
امده هم تبار کدام قبیله است ؟ نمیدانیم که این زورمند بی ابرو که بابت ریختن خون
کسان ما شرفش را به باد میدهد ازکجا امده و چرا اینقدر تهی شده اندیشه اش؟
![]()
پیام دانشجو:خوانندگان گرامی اگر چه درج این گونه مطالب بسیار دردناک و مشکل است،اما به حکم وجدان روزنامه نگاری می بایست واقعیات تکان دهنده را افشا نماییم.متن زیر نوشته ی شیرزن ایرانی است که مجبور شده است همسر و فرزندان خود را در ایران بگذارد و بگریزد.این بانوی ایرانی که مشخصاتش در نزد ما امانت می باشد،پس از این که او را پس از 24 روز شکنجه و تجاوز در خیابان رها می کنند،روحیه ی این که با همسر و فرزندانش روبرو شود را ندارد و به کمک دوستانش به بیرون از مرز می گریزد.امیدوار هستیم به مرور و با کمک انسان های شریف روحیه اش ترمیم شود و بتواند فرزندان و همسر خود را که به شدت دوست می دارد ،بار دیگر در اغوش بکشد.. او به شدت زخم خورده و گریان است و درد های ناشی از شکنجه و تجاوز موجب گردیده که دنیا در پیش چشمش تیره و تار شود. امید است خود را باز یابد.
از دیگر سو تا زمانی که خودش اجازه ندهد ،نام و نشان واقعی اش را به احدی نخواهیم داد.
2-فرهاد دانش کارگر کرد در سنندج بازداشت شد و اینک در زندان اوین است. گفته می شود این کارگر زندانی هیچ فعالیت سیاسی نداشته است.
3-متین ارجان زندانی سیاسی که به 10 سال حبس محکوم شده و 5 سال ان را گذرانده به شدت بیمار است. کارکنان زندان اوین به جای مداوا او را تهدید کرده و افسرنگهبان بند 8 زندان اوین نیز او را مورد ضرب و شتم قرار داده است.
4-ایوب پرکار از اعضای سازمان مجاهدین خلق به اعدام محکوم شد. این زندانی سیاسی پیش از این از کمپ اشرف به ایران برگشته تا زندگی کند. اما مسئولین امنیتی او را بازداشت و اخیرا قاضی شعبه ی 26 دادگاه انقلاب او را به اعدام محکوم کرده و به زندانی گفته است که خودم طناب دار را بر گردنت می اندازم. در واقع قاضی های دادگاه انقلاب،همزمان مسئولیت اجرای حکم را نیز بر عهده گرفته اند.
انجمن زندانیان سیاسی

که هیچ گاه خنده از لبانش دور نمی
شد. داشتم می نوشتم برای خودشان که دلتنگشانیم، برای بازجوهایشان که باور
کنند جرمی جز دادخواهی نداشته اند و برای خانواده شان که بدانند دوستانمان
را فراموش نمی کنیم. اما هنوز نیمه کاره بود و زمان می برد تا کامل شود.
اراده و اندیشه ای خودبنیاد سرچشمه
می گیرد و بازتاب اعتلای اخلاق انسانی است که ارزشهای جهانی را فارغ از
عقیده ، دین ، مذهب ، مرز و نژاد پاس می دارد و پرستاری می کند . ایران
نیز هرچند از امضا کنندگان کنوانسیون بین المللی حقوق بشر است ، اما در
نقض آن با کشورهای خود کامه ای در سطح سودان و کره شمالی رقابتی تنگاتنگ
دارد . اما این مساله موجب وهن ملت بزرگ ایران است چراکه فرهنگ و تمدن
دیرپا و شکوفای ایرانی زادگاه نخستین اعلامیه حقوق بشر در جهان می باشد و
رسالتی برای پاسداشت و نگاهبانی از آن و حقوق پایمال شده افراد را بر دوش
همه ایرانیان می نهد .
۱- عباس خرسندی که قرار بود در بیمارستان عمل جراحی شود با ده ها درد و رنج به بند زندان برگردانده شد.
۲- میثم رودکی که حدود ۳ ماه پیش در مقابل دفتر سازمان ملل متحد بازداشت شد بدون داشتن وکیل به یک سال حبس محکوم شد و از بیماری فعال شدن غده ی تیروئید رنج می برد.
۳-بهروز جاوید تهرانی و اوسالو در بند یک زندان رجایی شهر زندانی هستند. این بند مربوط به اخر خطی ها است و در شرایط بسیار بدی به سر می برند.
۴-از شرایط ظهور نبوی،علی سارمی و میثاق یزدان نژاد که اخیرا و در اقدامی غیر انسانی از اوین به رجایی شهر منتقل شدند اگاهی درستی در دست نیست.
محمد ملکی شناخته تر از ان است که بخواهم درباره سوابقش
بنویسم .سال ها قبل از تولد من و امثال من ،امثال محمد ملکی مبارزه کرده اند ،اما
درباره منش و ویژگی هاو افکارش باید گفت و نوشت.
ملکی را زمانی که رئیس دانشگاه تهران بود به نام شناختم .با ان سر همیشه رو به بالا و چهره ای که همیشه اعتراض و امید را در خود دارد.
باز شنیده ام که بسیاری از جوانان مبارز در رژیم پهلوی او را ستوده اند و ملاقات با او را فرصتی غنیمت برای خود می پنداشتند.
اما دکتر ملکی که بعد دیدم و بیشتر او را شناختم ویژگی های خاص خود را دارد.
بنا به گفته ی همسر اقای عباس خرسندی،ایشان روز گذشته به دلیل درد شدید در ناحیه ی شکم به بیمارستان طالقانی منتقل شد.خانم خرسندی با مدیریت زندان اوین تماس می گیرد اما ان ها مطابق سنت همیشگی در جمهوری اسلامی به دروغ اعلام می کنند که خرسندی حالش خوب است و در بهداری زندان برای مدت ۲ ساعت بستری شده بوده است. اما زندانیان به خانم خرسندی اطلاع می دهند که او در بیمارستان طالقانی بستری شده است. همسر و فرزندان اقای خرسندی با مراجعه به بیمارستان طالقانی او را بر روی تخت بیمارستان و در حالی که پایش با زنجیر به تخت بسته شده بود،مشاهده می کنند.
مامورین اما از ملاقات همسر و فرزندان این زندانی با اقای خرسندی پیشگیری کرده و ان ها را از بخش مربوطه بیرون می کنند. همسر خرسندی می گوید که همسرش به شدت درد می کشید و عرق کرده بود.شایان ذکر است این عضو شورای رهبری جبهه ی دموکراتیک ایران و موسس حزب دموکرات ایران،به ۸ سال حبس محکوم شده و بیش از ۲ سال ان را تحمل کرده است. پزشکان به دلیل مشکل قلبی ،اعلام کرده اند که تحمل حبس برایش خطرناک است اما دادگاه انقلاب بدون توجه به دستور پزشک از مرخصی استعلاجی او پیشگیری کرده اند.اگر برای او اتفاق ناگواری بیفتد دادگاه انقلاب مستقیما مسئول خواهد بود.
رزیم اسلامی چند ماه است که گروه بزرگی از روزنامه نگاران،کوشندگان حقوق بشری،کوشندگان صنفی و
کوشندگان سیاسی را به گروگان گرفته و با شکنجه در سلول های انفرادی،می خواهد از ان ها علیه خودشان اعتراف بگیرد و یا این که از جنبش ازادی خواهانه ی ملت ایران چشم زهر و انتقام بکشد. این یک اقدام ضد انسانی و ضد ملی است که حکومتی علیه ملتی که بر ان ها حاکم است اتخاذ می کند.حتا حکومت ها با ملت های بیگانه چنین رفتاری را انجام نمی دهند که دیکتاتوری مذهبی-نظامی حاکم بر ایران با فرزندان این ملت انجام می دهد.به راستی که بسیار بی شرمانه است که عده ای از شهروندان بی پناه را به گروگان بگیری و با خانواده های ان ها که برای مراسم مذهبی که امری خصوصی است،جمع شده اند یورش برده و ده ها تن انسان بی گناه را بازداشت کنی! انگار این حکومت کنترل خود را از دست داده و از قدرت سرنیزه و زندان به شکل کور و تراژیک استفاده می کند!
اعتراضی،گروهی را می کشد و گروهی را می گیرد و برای گروهی نیز حکم اعدام و زندان صادر می کند. من در تجربه ی 18 تیر 1378 تا کنون همین رویکرد را در برابر دانشجویان و زنان و اقوام و کارگران و فرهنگیان دیده ام. در جریان کوی دانشگاه برای 4 تن حکم اعدام صادر کردند.برای گروه بزرگی نیز احکام زندان بریدند که من خود یکی از ان ها بودم. البته به این دلیل که ان جنبش به دانشجویان محدود می شد این احکام و سرکوب ها می توانست در سرکوب حرک اثر بخش باشد. اما برای جنبش سبز ،تکرار همان رویه یک حماقت اشکار است. زیرا این جنبش عمومی است و به یک گروه خاص محدود نمی شود.
دبیر حقوق بشری همبستگی که به تازگی از زندان ازاد شده است دیدار کردند.در این دیدار ابتدا دکتر دادخواه به بیان شرحی از دوران بازداشت خود پرداخت. 
دبیر سیاسی جنبش همبستگی ابراز داشت:من را در جریان اعتراضات و در نیمه ی شب از خانه ام بردند. ان ها که خود را پلیس امنیت معرفی می کردند ابراز داشتند که اگر در را باز نکنی ان را خواهیم شکست و به همین دلیل مجبور شدیم در را باز کنیم.پس از این که من را در سلول انفرادی در بازداشتگاه اطلاعات موسوم به ۲۰۹ انداختند باز جویی ها شروع شد.ابتدا فشار زیادی بر روی من گذاشتند و البته به این دلیل که من از بیرون از زندان هیچ اگاهی نداشتم مرتب اخبار دروغ به من می دادند.ان ها می گفتند که اعتراضات سرکوب شد و اصلاح طلب ها پوزش خواهی کردند. همچنین به من می گفتند که چند تن از جوانان جبهه ی ملی را بازداشت کرده ایم که روی تو اعتراف کرده اند و چون می دانستند که من در باره ی این جوانان حساس هستم می خواستند به من فشار بیاورند تا تسلیم ان ها بشوم.
احتراما به عرض میرساند :
ممنوعالملاقات بودن محمد ملکی به رغم نامهی دادستانی، موجب
نگرانی همسر وی شده است. قدسی میرمعز میگوید: «طبق روال و سابقهی رفتار اینها،
وقتی زندانی حالش بد باشد و مشکل داشته باشد، اجازهی ملاقات به خانواده نمیدهند و
با این شرایط که دکتر ۱۱ شهریور به ما تلفن زدند، من نگران این مسئله هستم که ایشان
حتما مشکل خاصی دارند که اینها اجازه ندادند ما ملاقاتش کنیم، و گرنه خود دادستان
و قاضی پرونده نامه نوشته و اجازهی ملاقات داده است. دیروز که ما رفتیم، گفتند،
فردا حتما بیا. امروز که من مراجعه کردم، بعد از ۲ تا سه ساعت به من گفتند، ایشان
ممنوعالملاقات است».

دلیل واهی به 3 سال حبس محکوم شد که اینک 2 ماه از مدت حبس او باقی مانده است.با کمال تاسف با وجود این که اقای حداد معاونت امنیت دادگاه انقلاب نامه ی مرخصی متصل به ازادی او را امضا کرد اما وزارت اطلاعات این نامه را از دفتر زندان باز پس گرفت و مانع از ازادی وی شد.این روزنامه نگار زندانی می گوید که در اعتراض به این اقدام قانون شکنانه ی وزارت اطلاعات،که می خواهد مبلغ 30 ملیون تومان از یک روزنامه نگار زندانی اخاذی نماید،دست به اعتصاب غذای خشک یا کامل زده و هر پیشامدی را متوجه ی وزارت اطلاعات می داند.
رسول بداقی عضو ارشد کانون صنفی معلمان و از هموندان همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر ،با هجوم نیرو های امنیتی به خانه اش بازداشت شد.این فعال حقوق صنفی فرهنگیان به جز دفاع از حقوق خود و هم صنفی هایش، هیچ اقدام دیگری انجام نداده بود. بازداشت این معلم شجاع هیچ ثمری برای حاکمیت سرکوبگر نظامی در ایران ندارد جز این که نشان بدهد با نزدیک شدن بازگشایی مدارس،دستگاه از فرهنگیان در هراس است و سعی در اقدامات پیش گیرانه دارد که البته نتیجه ی معکوس خواهد داشت.انجمن زندانیان سیاسی
نوروز: عاطفه امام، دختر 19 ساله جواد امام به طرز وحشیانه ای در خیابان طالقانی
توسط افراد ناشناس بازداشت و به محلی نامعلوم منتقل شد
این دیدار که خانم دکتر مه لقا اردلان،مهندس حشمت اله طبرزدی،عیسا خان حاتمی،مهندس درودی،دکتر ناظری،سعید درخشندی،امین کرد و بیژن جانفشان حضور داشتند ،خانم قدسی معز در مورد وضعیت دکتر ملکی مطالبی را بیان داشت. همسر دکتر ملکی گفت:دکتر چند ماه است که به دلیل سرطان پروستات،تحت درمان است و باید امپول خاصی با شرایط بسیار سخت و با دقت زیاد زیر نظر متخصص را تزریق کند. پنجشنبه نوبت تزریق او بود که از وزارت اطلاعات تماس گرفتند و خواستند که این امپول را برایش بفرستیم. اما من به ان ها گفتم که به شما اعتماد ندارم و ممکن است چیز دیگری به او تزریق کنید و بعد بگویید همسرش او را کشت. و ما اینک نگران حال دکتر هستیم. همسر دکتر ملکی در ادامه افزود:
1- اگاهی یافتیم،اقای مهندس کوروش زعیم دبیر سیاسی همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران به زودی اراد خواهد شد.قاضی پرونده برای ایشان وثیقه ی یکصد ملیون تومانی صادر کرده که با تامین قرار صادره این مبارز سیاسی ازاد می شود. 2-گفته می شود دکتر محمد علی دادخواه دبیر حقوق بشری همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر نیز ممکن است به زودی ازاد شود. اقای اولیایی فرو وکیل مدافع اقای داد خواه در این زمینه ابراز خوشبینی می کند.
3- اقای عباس خرسندی عضو دیگر همبستگی که اخیرا به زندان برگردانده شد به دلیل ابراز ناراحتی قلبی به بهداری زندان اوین منتقل شد. اگر چه مرخصی این زندانی سیاسی تا بیستم شهریور تمدید شده بود اما قاضی صلواتی او را به زندان برگرداند.
4-دانشجوی زندانی کرد اقای رشیدی به دلیل این که برادر دیگرش تحت تعقیب قرار دارد،5 روز است که توسط اطلاعات قروه به گروگان گرفته شد تا برادر دیگر خودش را معرفی کند.
5- ابوالفضل عابدینی فعال حقوق بشری که پس از بازداشت مورد شکنجه ی شدید قرار گرفت با عناوین گوناگون اتهامی روبرو است و معلوم نیست به این زودی ها ازاد شود.
گيريم برخی مادران و پدران پير و ناتوان شوند و نتوانند مانند سابق عمل
کنند
با ساير مادرانی که جايشان را میگيرند جه میکنيد
با همسران و فرزندان شان چه میکنيد
با خواهران و برادرانشان چه میکنيد
با ساير اعضای خانواده آنان چه میکنيد
با دوستان و آشنايان و همسايه و همکارشان چه میکنيد
و در نهايت با مردمی که امروز خود شاهد کشتار عزيزان خود هستند چه
میکنيد
بدانيد که با ناديده گرفتن حقوق اوليه انسانی، با دست خود اين شعله را
شعلهورتر میکنيد و روزی دامن شما را خواهد گرفت.ه
برد در بیرون از زندان تحت درمان بود. اما متاسفانه قاضی صلواتی این دستور پزشک را زیر پا گذاشت ومرخصی استعلاجی خرسندی را لغو نمود و او را روانه ی زندان کرد.خرسندی که به دلیل تشکیل حزب دموکرات ایران به 8 سال حبس محکوم گردیده و با احتساب 1 سال حبس تعلیقی اش باید جمعا 9 سال از عمر خود را در زندان سپری کند تا کنون 2 سال از این دوران را گذرانده اما با بیماری های گوناگون دست و پنجه نرم می کند. در هر حال هر حادثه ی ناخوشایندی برای او پیش بیاید بر گردن مسئولین امنیتی و دادگاه انقلاب خواهد بود. انجمن زندانیان سیاسی
دستگيري من غافگيرانه بود، سحرگاه يك روز كسالت بار در ماه رمضان كه همراه با يورش گروهي از مردان اداره اماكن شد. مرد سيه چرده اي كه كفش هاي چرمي سياهش را لاي در گذاشته بود تا در را به رويشان نبندم كاغذي را نشانم داد كه آرم ترازو داشت*. بسختي توانستم حكم بازداشت از دادسراي فرودگاه را به امضاي قاضي ظفرقندي تشخيص دهم، او از آدم هاي قاضي مرتضوي بود. فقط در ذهنم چرخيد كه اين مامواران همان نيرويي هايي هستند كه گروهي از وبلاگ نويسان را تحت طرحي به نام خانه عنكبوبت **بازداشت كرده اند.
چند تن از زندانیان سیاسی پیشین و مبارزین راه ازادی و کوشندگان مدنی ،با خانواده ی زندانی سیاسی خانم شیوا نظر اهاری دیدار کردند.در این دیدار که مادر،پدر،پدر بزرگ و خواهران شیوا نظر اهاری نیز حضور داشتند، نظر مادر شیوا گزارشی از چگونگی بازداشت این کوشنده ی حقوق بشری و نحوه ی نگهداری و شرایط این زندانی را ارایه داد.ایشان ابراز داشتند که ساعت حدود 2 پس از نیمه شب و درست پس از انتخابات 22 خرداد به خانه ی ان ها هجوم اوردند تا شیوا را ببرند. اما به دلیل این که او در خانه نبود،روز بعد به محل کار او حمله ور شده و او را با خود بردند.
زمان زیادی از آخرین جلسه همبستگی برای دمکراسی و حقوق بشر نمی گذرد ، جلسه ای که
به دلیل تهدید گسترده انواع نهادهای موازی امنیتی ، از وزارت اطلاعات گرفته تا پلیس
امنیت و سایر ارگان های امنیتی و همچنین حکم قضایی دادگستری به آستانه تعطیلی
کشاندند . اما شجاعت وصف ناپذیر استادی چون محمد ملکی و عدم تمکین پذیری وی از
حکومت زور ، مانع از آن شد تا آسودگی به اردوگاه زورمداران بازگردد ، چراکه هر جا
قصد بر آن است تا قدمی برای کشور و ملت در راه دستیابی به آرمانهای آزادیخواهانه
برداشته شود هیچ مانعی نمی تواند جلودار عزم استوار و راسخ فردی چون دکتر محمد ملکی
باشد حتی اگر دشنه و سلاح در برابرش باشد .
در این جلسه دادگاه بهزاد نبوی، محسن صفائی فراهانی ، سعید حجاریان، فیضالله عرب سرخی ، عبدالله رمضانزاده، محسن میردامادی،سعید شریعتی، کیان تاجبخش، محسن امینزاده، مصطفی تاجزاده، صادق نوروزی ، شهاب طباطبائی، هدایتآقایی، مسعود باستانی، حمزه غالبی، سعید لیلاز، علی تاجرنیا، احمدزیدآبادی،محمدقوچانی، محمدرضا جلائی برای رسیدگی به اتهامات کودتاگران علیه انان در جلسه حضور دارند.
امروز با یورش نیرو های امنیتی به منزل ایشان بازداشت و به مکان نامعلومی برده شد.دکتر محمد ملکی 78 ساله از سرطان پروستات رنج می برد و تحت درمان است. به این لحاظ جان او در خطر است و امنیتی ها نیز به خوبی از این امر اگاه هستند.با وجود این که امنیتی ها به خوبی اگاه هستند که دکتر ملکی فردی نیست که از چنین بازداشت هایی واهمه داشته باشد و از دیگر سو او در درگیری های اخیر نیز نقشی نداشته تا ان ها بخواهند ،پروژه ی اعترافگیری را تکمیل کرده و احیانا جنبش سبز را به بیرون از ایران ربط بدهند،پیش بینی می شود که بازداشت دکتر ملکی فقط به این دلیل صورت گرفته که از روند معالجاتش جلوگیری کرده و یا این که بخواهند وزن و اعتبار اپوزسیون سکولار در شرایط فعلی را محک بزنند.بر همین اساس باید از همگان خواست تا نگرانی خود از بازداشت فردی 78 ساله که دچار بیماری سرطان است را ابراز دارند.رژیم با تکرار این سرکوب ها نتیجه ای جز بدنام تر کردن خود نخواهد گرفت و این اقدامات ضد حقوق بشری اش روز به روز او را رسوا تر خواهد کرد.انجمن زندانیان سیاسی
سحابی که روز 14 مرداد و در تظاهرات اعتراضی علیه مراسم تحلیف رییس جمهوری تقلبی،بازداشت شده و به تازگی از بند امنیتی 209 ازاد شده است دیدار کردند.در این دیدار که دکتر عرب از اساتید دانشگاه و سخنگوی استادان متحصن در دانشگاه پیش از وقایع 30 خرداد که همان روز ها بازداشت شده بود ،نیز حضور داشت،دیدار کنندگان از شکیبایی زندانیان سیاسی در مقابل خشونت حاکم بر زندان ها قدر دانی کردند. در دیدار مذکور ابتدا دکتر محمد ملکی از پیشکسوتان مبارزه برای ازادی به معرفی حاضرین پرداخت.
صدای
باز شدن دری آهنی را می شنوم و متعاقب آن صدای زنی را که دستم را گرفته و به داخل
می کشد.
در بسته می شود.
چشم بندم را بر می
دارد.
یک جا که خیلی سوال پیچ کرد و گفتم: یا زهرا، بازجو دهانش را باز کرد و هر چه توهین که شایسته خودش بود، به حضرت زهرا کرد. اون جا بود که تسلیم شدم بنویسم و اعتراف کنم و هرچه خواستند، نوشتم . با این همه راضی نمیشدند. بردندم توی اتاق، لختم کردند و گفتند: الان برای تجاوز بر میگردیم. او میگفت: هر کاری برای تنبیه شما عبادته. میگفت: تجاوز به شما ثواب داره. من حدیث و آیه خواندم و او گفت: مجوز شرعیاش را هم از آقا و هم از دیگر مراجع گرفتهایم. ما برای تنبیه شما این کار را میکنیم . صدای در میآمد .صدای لباس عوض کردن. صدای آخ و اوخ جنسی. داشتم دیوانه میشدم که بوی بنزین پیچید و دوباره خیس بنزین شدم و این بار لخت و عور فرستادندم زیر آفتاب.
سوي ديگر افرادي به پسرهاي جوان زنداني با حالتي وحشيانه تجاوز كردهاند به طوريكه برخي دچار افسردگي و مشكلات جدي روحي و جسمي گرديدهاند و در كنج خانههاي خود خزيدهاند.......
روز گذشته چند تن از اعضای شورای اجرایی همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران با خانواده ی زندانی سیاسی ،اقای مهندس کوروش زعیم عضو ارشد جبهه ی ملی ایران و دبیر سیاسی همبستگی، در منزل ایشان دیدار کرده و با ان ها به گفتگو نشستند. در این دیدار که مادر،همسر ،خواهر و چند تن دیگر از اعضای خانواده ی این مبارز راه ازادی و شخصیت ملی از جمله مهندس اسدی دایی اقای زعیم ، حضور داشتند ،خانم دکتر مه لقا اردلان،مهندس حشمت اله طبرزدی،عیسا خان حاتمی،مهندس خادم و مهندس اشکان رضوی به نمایندگی از سوی شورای همبستگی ،خاطره ی مبارزات این زندانی را گرامی داشتند.
تیتر اول اشپیگل پنجشنبه: زندانیان و خانواذه هایشان از تجاوزات جنسی و بدار آویختن ها و دوباره رها کردن زندانیان قبل از خفگی بعنوان روش های شکنجه در زندانهای ایران خبر میدهند. بسیاری از خانواده ها در هفته های اخیر جسد دختران و پسران خود را در حالی تحویل گرفتند که این اجساد حاکی از شکنجه های بیرحمانه و تجاوز جنسی به آنان بوده است. (عینا ترجمه شده) دانشجوی 21 ساله ای در در نزدیکی دانشگاه تهران دستگیر میشود. زمانیکه دو اتوبوس به بازداشتگاه کهریزک وارد شدند، ده، پانزده نفر نگهبان زندان مانند جنون زدگان به سوی تازه واردان دست بسته حمله ور شدند. لباسشان را از تنشان پاره کردند. برویشان آب ریختند و با کمربند و زنجیر جسم برهنه شان را آش ولاش کردند.
آیا نا معادله دولت ـ ملت در ایران به نفع ملت در حال تغییر است؟ 
از رهگذر انتخابات ریاست جمهوری در نامعادله دولت ـ ملت دگرگونی های شگفت انگیز اما قابل انتظاری رخ داده است. نگاهی به آرایش جدید این تقابل می اندازیم:
مقدمتا باید گفت از وقتی نهاد دولت ـ ملت به شکل امروزی و مدرن آن تحت تاثیر مدرنیته و نظام های سیاسی غرب در ایران شکل گرفت، جز در مقاطع بسیار کوتاه دو وجه این نهاد همیشه با یکدیگر درگیر بوده و تضاد داشته اند. به دلیل همین عدم وحدت و نبود یگانگی و یک دستی این نهاد هرگز نقش مثبت و مفیدی را که شایسته و بایسته آن بود در این کشور ایفا نکرده است. این وضعیت شامل نظام سیاسی سال های بعد از انقلاب هم می شود.
فاطمه ادینه وند همسر عبدالله مومنی با اعلام این خبر گفت: همسرم عصر امروز با منزل تماس تلفنی گرفت و صدای او به قدری ضعیف و بریده بود که در کلام اول او را نشناختم. او در جملات کوتاه و بریده بریده خود تصریح کرد که در زندان انفرادی و زیر فشار شدید بازجویی است
فاطمه ادینه وند با ابراز نگرانی شدید نسبت به سلامت همسرش گفت: این اولین بار نیست که عبدالله مومنی بازداشت و زندان انفرادی را تجربه می کند اما لحن صدای او نحوه صحبتهایش نشان می داد که شدیدا تحت فشار قرار دارد.
ادینه وند همچنین نسبت به زیر فشر بودن فعالان سیاسی برای اعتراف ساختگی هشدار داد و گفت:من در پایان تماس تلفنی به عبدالله تاکید کردم که مبادا از فرص هایی که به اقای ابطحی دادند و او را مجبور به اعتراف ساختگی کرده اند بخورد!
همچنین حمد زيدآبادي دبیرکل سازمان دانش آموختگان نيز حوالي ظهر ديروز با همسرش تماس گرفت. مهديه محمدي به اعتمادملي گفت: صداي همسرم نسبت به تماس قبلي كه در روز چهارشنبه صورت گرفته بود، كمي بهتر به نظر ميرسيد و او گفت كه احساساتش رقيقتر از قبل است. همسر زيدآبادي ادامه داد: براي كاستن از نگرانيهاي همسرم به او گفتم كه ما از تحت فشار بودن شما مطلع هستيم و ديگر لازم نيست كه به خانه و خانواده فكر كند زيرا شرايط ما خوب است.
محمدي افزود: با توجه به سابقه حضور همسرم در انفرادي به او گفتم كه شما قبلا در انفرادي بوديد و تحمل خوبي داشتيد اما ايشان گفت كه اين دفعه خيلي فرق ميكند. محمدي تصريح كرد: فردي كه در كنار همسرم بود به او اجازه نداد تا در مورد دادگاه روز شنبه و زندانيان ديگر صحبتي كند.همسرم به من گفت بازداشت مانند مرگ ناگهاني است و دنيا براي انسان بيارزش ميشود. تماس ديروز زيدآبادي با همسرش، سومين تماس او با خانوادهاش بوده است.